« نتیجه انتخابات بر مبنای دو دو تا ده تا | اول دفتر | بیانیه جبهه مشارکت دربارۀ ضرورت ابطال انتخابات »

اهمیت رأی مردم کمتر از خون و ناموسشان نیست.

شب گذشته جلسۀ دفتر سیاسی حزب برگزار شد. علاوه بر اعضاء دفتر سیاسی بسیاری از اعضاء شورای مرکزی هم در جلسه حاضر بودند.ابتدا اخبار مربوط به تخلف و تقلب گسترده در انتخابات مرور شد، گزارشی از کمیته صیانت از آراء ارائه شد و بیانیه های آقای موسوی و آقای کروبی مطرح شد.همچنین گفته شد جلسه ای با حضورمهندس موسوی و آقای خاتمی برگزار شده است. همه از بیانیه مهندس موسوی که عبارات محکمی داشت وحکایت از پایداری ایشان در صیانت از آراء ملت بود و عزم ایشان در احقاق حق مردم داشت استقبال کردند. پس از بحث و گفتگو همه اتفاق نظر کردند که باید پشت سر مهندس موسوی قرار گرفت و نباید بگذاریم بین صفوف حامیان میر حسین فاصله بیافتد. دوستان نگران تند روی ها و کند روی ها بودند و قرار شد بیانیه ای صادر شود و در آن ضمن تشریح تخلفات و تقلبات گسترده در انتخابات بر عدم پذیرش نتایج اعلام شده تاکید کنیم. بنا شد فردا شب جلسۀ مشترک دفتر سیاسی و شورای مرکزی در دفتر جبهه برگزار شود. جلسه ساعت 8 تمام شد. من را دعوت کرده بودند که برای جلسۀ شورای هماهنگی ستاد بروم شریف زادگان و مبلغ هم دعوت بودند.ما عازم شدیم. آقای میردامادی و شریعتی ماندند تا بیانیه را تنظیم کنند. بقیه هم در حال رفتن بودند. در بین راه در تقاطع حافظ و طالقانی ازدحام و درگیری بود و یک گاز اشک آور افتاد کنار ماشین ما. در جلسۀ ستاد که در یک محل جدید برگزار شد آقای بهزادیان نژاد اعضاء اصلی ستاد را فراخوانده بود تا در مورد سیر حوادث و موضع مهندس موسوی توضیح بدهد.همه از حوادث خیابانی نگران بودند و خواستار جدیت بیشتر برای احقاق حق و یا ابطال انتخابات بودند. بهزادیان نژاد از عزم راسخ مهندس موسوی برای پیگیری و ایستادگی خبر داد و گفت ایشان خودش هم می خواست به این جلسه بیاید اما شلوغی خیابانها مانع شد.
پس از جلسه که بیرون آمدیم درگیری ها ادامه داشت. هنوز یک عکس پشت چسب دار مهندس موسوی روی شیشه عقب ماشین من بود. عده ای از جوانها که در حال اعترض خیابانی بودند آمدند گفتند این عکس را بکن! میزنند شیشۀ ماشینت را می شکنند. گفتم کندنش سخت است و شروع کردم با کلید آن را تراشیدن. جوان ها هم ایستادند به صحبت که موسوی چکار می خواهد بکند؟ باید از رأی های ما صیانت بکند. گفتم بیانیه اش را که دیده اید محکم و قاطع بود، گفته نتیجه اعلام شده را نمی پذیرد. گفتند خب چه حاصلی دارد آیا آراء ما را بر می گرداند. چه اقدام عملی می خواهد بکند. گفتم هر اقدام عملی هم بخواهد بشود باید همه خودمان را با موسوی هماهنگ کنیم تا نتیجه بگیریم. خیلی سرخورده و عصبانی بودند.گفتم مواظب باشیم خود زنی نکنیم.سوال کردند آخرش چه؟ آیا انتخابات باطل می شود، رأی ما چه می شود؟ نمی دانستم چه جوابی بدهم. ذهن خودم پر از بهت و سوال بود از این همه بی درایتی که در ادارۀ کشور می دیدم.انتخاباتی که با آن همه شور و هیجان و مشارکت بی نظیر مردم می توانست باعث اعتبار و آبرو برای نظام باشد بخاطر این که مردم آن کس را که مورد نظر بود انتخاب نکرده بودند تبدیل شد به نقطۀ ختم جمهوریت نظام.این همه جوان که در چارچوب گفتمانی مهندس موسوی از امام و نظام دفاع میکردند و از نماد مذهبی سبز استفاده می کردند یکباره پس زده شدند، به انها انگ زده شد، وحالا مشغول اعتراضات خیابانی و در گیری شده اند.
در برابر روح امام و شهداء شرمنده ایم که نتوانستیم از دستاورد بزرگ آنها پاسداری کنیم. در این انتخابات ما تعداد زیادی رأی اولی های 50 و 60 ساله داشتیم که برای اولین بار به نظام اعتماد کرده بودند و آمده بودند رأی بدهند. بجای آنکه ا ز گسترش چتر نظام بر همۀ مردم خوشحال بشویم دچار ترس و واهمه شدیم و معلوم شد ظرفیت نمایندگی کل ملت وجود ندارد.
جوانان خوبی بودند اما احساس کردم پاسخ های من برای آنها قانع کننده نیست. احترام کردند و رفتند. من هم به طرف منزل حرکت کردم. در بین راه خیابانها مثل صحنۀ جنگ شده بود آتش ودود و سنگ و مانع در خیابانهای مسیر، بخصوص ولی عصر و بلوار کشاورز فراوان بود. به خانه که رسیدم و کلید را به در انداختم پسرانم آماده و مضطرب به طرفم آمدند که الآن خبر دادند ریخته اند به جبهۀ مشارکت و همه را گرفته اند. داشتیم می آمدیم آنجا. بعد خبر شدم که آقای میردامادی، شریعتی، رمضان زاده و خانم مجردی و تعدادی از جوانها را گرفته اند و برده اند. گفتند بقیه را هم می خواهند بگیرند .بعد خبر دار شدم رضا خاتمی و صفایی وبهزاد نبوی را هم بازداشت کرده اند. صبح خانیکی زنگ زد می خواست ببیند سراغ من هم آمده اند یا نه؟ نمی دانم برنامه شان چیست شاید امروز به سراغ ما هم بیایند. رأیمان را که سوختند، بازداشت و زندان که سهل است اگر خونمان را بریزند و جانمان را هم بگیرند باکی نیست. بهتر از آن است که شرمندۀ مردمی باشیم که به اعتبار دعوت ما آن شور و شوق را پدید آوردند و به پای صندوق های رأی آمدند و اکنون احساس می کنند بازی خورده اند و رأیشان هیچ انگاشته شده است و به آن خیانت شده است. اهمیت رأی مردم کمتر از خون و ناموس آنها نیست. چرا با رأی مردم چنین می کنند؟ آیا کسی هست پاسخی بدهد؟

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://gollejeh.com/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/137

نظرات

سعيد :

افشای آمار واقعی
که وزارت کشور دراختیار داشته

مطابق این آمار، موسوی 19 میلیون، کروبی 7 میلیون و احمدی نژاد 8 میلیون رای داشته اند
پس از مصاحبه مطبوعاتی امروز وزیر کشور که بدنبال پیام رهبر جمهوری اسلامی برگزار شد، این آمار بعنوان آمار دقیق شمارش آراء در وزارت کشور منتشر ميشود. به گفته ارسال کننده این آمار که هویت وی برای ما محرز و شناخته شده است، گزارش دقیق و تفکیکی این آمار مستقیما در اختیار رئیس دفتر رهبری "آیت الله کلپایگانی" قرار گرفته و به رویت رهبر نیز رسیده است. مطابق این آمار، علیرغم همه تقلب های انجام شده، حتی براساس صندوق های دستکاری شده توسط بسیج

موسوی 19 میلیون
کروبی 7 میلیون
احمدی نژاد 8 میلیون
رای داشته اند.

آقاي شكوري !
مبارزه بايد هدايت گردد و حالت مدني و عمومي به خود بگيرد.
از همه نيروهاي خردمند چه تندرو و چه كند رو دعوت كنيد ملي مذهبي ها تا كارگزاران همه طيفها به يك مبارزه منسجم مدني به رهبري جبهه مشاركت و مهندس موسوي به ميدان بيايند .آيا از خاتمي خبري داريد؟

شکوری: در مورد آماری که داده اید من اطلاع دقیق ندارم ولی به برآورد ما نزدیک است. الحمدلله آقای موسوی خیلی خوب و محکم ایستاده است تا رأی مردم تضییع نشود. همه باید با موسوی هماهنگ باشیم. آقای خاتمی هم محکم پشت سر آقای موسوی ایستاده است.


 

مهدی :

آقای شکوری 2 روزه دارم اشک میریزم
آخه چطور میتونن به این راحتی کودتا کنن و نتیجه رو برعکس اعلام کنند توروخدا عقب نشینی نکنین نگذارین به این راحتی با رای مردم بازی کنن

 

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007