• عکس
  • دیگر مسجل شد صلاحیت ندارم!
  • آئین توحید، اعتراض به رد صلاحیت
  • داستان محکومیت من
  • در باره خودم
  • ساده کرده ایم
  • حیف!
  • دو مقدمه و یک سوال در مورد آقای جنتی
  • مقدمه ای برای راه اندازی سایت
  • ما بیشماریم و تقسیم نمی شویم
  • پاس بي بي سي و آبشار صدا و سيما
  • نامه به دکتر محسن کدیور
  • زنده باد مادر سهراب
  • دوباره، آن 9 روز
  • سید حسن، خمینی یا نصرالله
  • اسامي 175 نماينده هتاك را منتشر كنيد
  • علامت بدهيم كه هستيم
  • سال89، سال صبر و استقامت
  • از "قولوا لااله الاالله تفلحوا" تا حکم اعدام محمدامین
  • هتك حرمت بيت امام (ره) محكوم است
  • انقلاب فرهنگی- چرا و چگونه آغاز شد
  • علی شکوری راد: تقلب در انتخابات جزیی از پروژه کودتا بود
  • اتهامات تازه جنتی علیه مخالفان دولت
  • مناظره شکوری راد و دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب در رادیو گفتگو بر سر لغو پروانه احزاب مشارکت و مجاهدین انقلاب
  • شکوری راد:قدرت اجتماعی در اختیار اصلاح طلبان است
  • مصاحبه با پارلمان نیوز: آینده جنبش سبز و عملکرد احزاب پس از انتخابات
  • مصاحبه با پارلمان نیوز: آینده جنبش سبز و عملکرد احزاب پس از انتخابات
  • شكوري‌راد در مناظره با کوچک زاده: وقتی اعتراضات انقلاب مخملی نامیده شد نخستین اشتباه رخ داد
  • شکوری راد:«جنبش سبز» ادامه حرکت اصلاح طلبانه ملت ایران است
  • شکوری راد: جنبش سبز،ائتلاف اصلاح طلبان و اصولگرایان میانه رو است
  • شکوری راد: ما می خواهیم هر کس را که مردم انتخاب کردند بر آنها حکومت کند
  • سید مصطفی تاج زاده
  • سید مصطفی تاج زاده
  • امام، زیباترین نام
  • امام، زیباترین نام
  • محمد سروش
  • محمد سروش
  • جلوی سردار رادان را بگیرید
  • گزارش برگزاری هجدهمین مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران
  • مناظرۀ شکوری راد و وحید جلیلی در دانشگاه علم و صنعت
  • مصاحبۀ مندرج در هفته نامۀ پنجره مغلوط و نادرست است
  • مناظره شکوری راد و دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب در رادیو گفتگو بر سر لغو پروانه احزاب مشارکت و مجاهدین انقلاب
  • شكوري‌راد در مناظره با کوچک زاده: وقتی اعتراضات انقلاب مخملی نامیده شد نخستین اشتباه رخ داد
  • مناظره با آقای ترقی-خبر ایلنا
  • عدالت و آزادی، خواستۀ مشترک چفیه و شال سبز هستند
  • دکتر شکوری راد: همه باید به قانون برگردند و به آن تمکین کنند
  • کسانی که عزت این مملکت را برده اند باید بروند و کسانی باید بیایند که موجب سربلندی مردم و کشور شوند
  • تاملی بر شعارهای جنبش سبز
  • بیانیه جبهه مشارکت دربارۀ ضرورت ابطال انتخابات
  • پاسخی به یک نظر
  • این مقالهء تاج زاده را بخوانید
  • پاسخ به یک نقد ارزشمند
  • رفع تهديد با تقويت دموکراسي
  • شكوري راد و وبلاگ نويسي
  • آقای جنتی توبه کنید!
  • پاس بي بي سي و آبشار صدا و سيما
  • نامه به دکتر محسن کدیور
  • ريزش و رويش، حدیث استواری سبزها
  • الهۀ مادر
  • داود
  • من چه شادم امروز
  • برای مهدی کروبی فرزند احمد
  • آنان که رفتند، شهید مسعود هاشم زاده
  • راهپیمائی اعتراضی(2): فاجعۀ کشتار مردم
  • نظام بهداشت و درمان پر از وصله و پینه است
  •  

    3 شهریور 89

    علی شکوری راد: تقلب در انتخابات جزیی از پروژه کودتا بود


    «هر کس سخنرانی سردار مشفق را بشنود اذعان می کند که از این اعجوبه ها و از این پدیده ها کمترین کاری که بر بیاید تقلب است. کسی که همه نوع دروغ را می گوید، همه نوع تهمت می زند. همه تحلیلها را وارونه می کند و این همه اطلاعات غلط به مستمع از همه جا بی خبر خود می دهد اگر رأی مردم دستش باشد امانت داری می کند؟ خب همین ها انتخابات را برگزار کردند و معترضین به نتایج انتخابات را همین ها گرفتند ، زدند و سعی کردند صدایشان را خفه کنند. به گمان من اصلا رأی شماری نبود و اگر رایی هم شمرده شد فقط در صندوقها بود و در مرحله تجمیع هر چه خواستند کردند و بعد یک نتیجه اعلام شد بر اساس همان طرح کودتا. اگر نبود چرا حکم بازداشت افراد را سه روز قبل از انتخابات صادر کرده بودند.» شکوری راد که به نظرش تقلب جزئی از پروژه کودتا بوده است در گفت و گو با خبرنگار کلمه هدف از طرح شکایت توسط هفت نفر را علیه کودتای انتخاباتی به طور مشروح بیان می کند و وعده می دهد که این شکایت به عنوان یک سند ملی پیگیری شود.

    متن کامل گفت و کوی خبرنگار کلمه با شکوری راد پیش روی شماست

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    30 مرداد 89

    ما بیشماریم و تقسیم نمی شویم


    از لحن و مطالب آقای صدیقی در نماز جمعه اخیرتهران و لحن آقای جنتی در نماز جمعه هفته پیش و نیز برخی گفتارهای دیگر که بر خلاف یک سال گذشته فاقد رجزخوانی برای سبزها، بخصوص بزرگان جنبش سبز، و تهدید آنها بود می توان پی برد که دستورالعمل جدیدی تدوین و به ائمه جمعه داده شده است و آن اینکه باید در صفوف متحد جنبش سبز که به رغم همه فشارها و تهدید ها روز به روز مستحکم تر شده است رسوخ کرد و فاصله انداخت. حقیقت این است که گستردگی و انسجام جنبش سبز حاصل برخورد رادیکال حاکمان با معترضان به نتیجه انتخابات از یک سو و پایداری و ایستادگی سران جنبش بر مواضع حق طلبانه و پیوستگی وثیق آنان با مردم بوده است. آنها همه گونه فشاری را بر رهبران جنبش وارد آورده اند ولی نتیجه ای نگرفته اند. همه گونه رفتار خشنی را با مردم انجام داده اند ولی نتیجه نگرفته اند. جنبش سبز روز به روز عمیق تر و منسجم تر شده و امیدش به پیروزی بیشتر. سخنرانی سردار مشفق را گوش بدهید. انگار دارد به تعدادی از نیروها گزارش پیروزی داده و به آنها برای ادامه حرکت بصیرت می دهد. آن سخنان مربوط به پائیز گذشته است. زمانی که آنها کار را تمام شده می دانستند. ولی اکنون می بینند نه تنها کار جنبش سبز تمام نشده است بلکه بنظرشان می آید که کار خودشان ساخته است. طرح بحث مکتب ایران و مکتب اسلام که مهندس موسوی هشیارانه آن را جنگ زرگری نامید و افشا کرد نیز این هشدار را به ما می دهد که با ترفند جدیدی روبرو هستیم و باید مراقب باشیم. آنها صفوف متحد ما را هدف قرار داده اند.

    جنبش سبز یک سازمان، حزب یا تشکیلات نیست که عضوگیری کند و یا کسی برای عضویت دیگری در آن تصمیم گیری کند. هر کس که بخواهد، هر آن می تواند عضوی از جنبش سبز باشد کافیست باور داشته باشد نتایج اعلام شده برای انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری واقعی نبوده است و فرد اعلام شده به عنوان رئیس جمهور، منتخب مردم نیست، و بر این اساس با سایر مردم در اعتراض قانونی و مسالمت جویانه به آن نتیجه و تبعات آن همراه و یا حد اقل همدل بوده باشد و یا بشود و یا اینکه اکنون حقوق شهروندی و اجرای بدون تنازل قانون اساسی را مطالبه کند. بنابراین عضویت و همراهی با جنبش سبز به دیدگاه و خواست خود هر فرد بستگی دارد و نه دیگری ، و نیز کسی نمی تواند دیگری را از همراهی با جنبش منع کند و یا حضورش را در جنبش نفی نماید.

    جنبش سبز بیشمار است. این جنبش در عین حالی که متنوع و متکثر است باید از هر گونه انقسام در حرکت بپرهیزد. چه بسا آنها بخواهند با نرمش خود ما را قسمت کنند. باید مراقب آن باشیم و از آن بپرهیزیم. این کار جز با هماهنگی امکان پذیر نیست. شاخص هماهنگی نیز جز رهبران جنبش بخصوص مهندس میر حسین موسوی نمی تواند باشد.

    22 مرداد 89

    آقای جنتی توبه کنید!

    انتظار بود در خطبه های نماز جمعه ادعای گزاف کمک یک میلیاردی آمریکا به بزرگان جنبش سبز را دوباره مطرح و پیگیری کنید. اما چنین نکردید و از کنار همه سوال ها، انتقادها و حمله هایی که در این مورد به شما شده بود گذشتید و ترجیح دادید همه آنها را به جان بخرید و گناه بزرگتان را در زدن آن تهمت نسنجیده به فراموشی بسپارید. پوست خربزه برادران در این ماجرا بد جور شما را زمین زد. همه به ادعای شما خندیدند و هیچکس آن را جدی نگرفت بخصوص وقتی ادعا کردید برای چنین گزافی سند هم دارید، خیلی سبک شدید. البته وقتش بود در خطبه های نماز جمعه سند را هم رو می کردید ولی شما متوجه شده اید که چنین ادعایی آنقدر باور نکردنیست که کسی منتظر ارائه سند از طرف شما نیست. آنچه شما سند پنداشته اید ادعای دروغ عامدانه برادرانیست که تشت رسوائیشان با انتشار سخنرانی سردار مشفق از بام بر زمین افتاده و خواب بسیاری از خوش خیال هایی که می پنداشتند و شعار می دادند همه چیز تمام شد و کودتا با موفقیت به انجام رسید را آشفته ساخته است.

    شما هم مدتی است آرامش و خواب ندارید. اگر قدری بیدار شده باشید در می یابید که عمر خود را چگونه تباه و آخرت خود را چقدر سیاه کرده اید. برای شما دیگر چندان وقتی باقی نمانده است. توبه کنید. نزد خدا استغفار کنید از این همه حق و ناحقی که کرده اید. از این همه ظلمی که بر مردم روا داشتید. از این همه آبرویی که از اسلام بردید. خوش بینانه آن است که فکر شود این همه را به زعم خود برای حمایت از ولایت کرده اید. حفظت شیئا و غابت عنک الاشیاء. خیلی اشتباه کرده اید و خیلی راه را غلط رفته اید. دیگر اواخر عمر خود را سپری می کنید. دیر نباشد که در محضر الهی باشید و یک ملت شاکی شما. رویتان نخواهد شد سرتان را بالا بیاورید. اکنون و تا دیر نشده توبه کنید و از مردم عذر بخواهید. توبه کنید و دست از ادامه ظلم بر مردم بکشید. پس از آن دروغ بزرگ که در جمکران گفتید تعجب آور است که چگونه رویتان شد باز در پیش جمعیت بایستید و نماز جماعت و جمعه بخوانید. بهتر بود دیگر به نماز نمی آمدید و خودتان را از امامت جمعه خلع می کردید. نماز این همه نمازگزار را چرا باطل کردید آن هم در ماه رمضان و در حالی که روزه بوده اند!

    آقای جنتی توبه کنید! چند سالتان است؟ وقت چندانی برای توبه برایتان باقی نمانده است.

    7 مرداد 89

    اتهامات تازه جنتی علیه مخالفان دولت

    (مصاحبه با تلویزیون فارسی بی بی سی)

    احمد جنتی دبیر شورای نگهبان، امام جمعه موقت تهران و از حامیان محمود احمدی نژاد است
    احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان قانون اساسی ایران در یک سخنرانی اتهام های تازه ای را علیه سران مخالفان دولت این کشور که از آنها به عنوان سران فتنه نام برده، مطرح کرده است.

    بر اساس گزارش خبرگزاری کار ایران، ایلنا آقای جنتی طی سخنرانی در مسجد جمکران در روز سه شنبه ۵ مرداد (۲۷ ژوئیه) گفت که سندی را به دست آورده مبنی بر اینکه ایالات متحده آمریکا از طریق عربستان سعودی یک میلیارد دلار به "سران فتنه" داده است.

    او که به تازگی از سوی رهبر ایران در سمت دبیر شورای نگهبان ابقا شده بود، گفت: " همین سعودی ها که به نمایندگی از طرف آمریکا صحبت می کردند، (به سران فتنه) گفتند که اگر توانستید نظام را منقرض کنید، تا پنجاه میلیارد دلار دیگر هم می دهیم، اما خداوند این فتنه را به دست بندگان صالحش خاموش کرد."

    آقای جنتی توضیح بیشتری درمورد سند مورد اشاره اش نداد.

    علی شکوری راد، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در این مورد به بی بی سی فارسی گفت که حرف های آقای جنتی "بی پایه است" و نباید آنها را خیلی جدی گرفت.

    او با ابراز تاسف از اینکه فردی با موقعیت و سمت آقای جنتی چنین حرف هایی می زند گفت: "فکر می کنم آنقدر این ادعا باورنکردنی و غیر واقعی است که نیازی نیست حتی در رد آن هم صحبتی بشود."

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    2 مرداد 89

    پاس بي بي سي و آبشار صدا و سيما


    برخي دوستان دلسوز پس از بیانیه جبهه مشارکت و مصاحبه من با بی بی سی در بارة عمليات تروريستي اخير در زاهدان و پخش گزينشي آن در اغلب بخش هاي خبري شنبه گذشته تلویزیون فارسی بي بي سي و جوسازي صدا و سيما در مورد آنها در برنامه بیست و سی روز بعد و هم سو خواندن آن موضعگیری ها با ماجرای ترور، به من انتقاد كردند كه نمي بايست آن مصاحبه را انجام می دادم. آنها البته نمي گويند آن حرف يا نظر نادرست بوده است بلكه مي گويند منظور انتقادی شما در چنین مورد حساسی درست فهميده نمي شود و يا هوچي گرانی مثل كيهان، صدا و سيما و برخي سايت هاي حامي دولت از آن آتوی تبلیغاتی می گیرند و با اضافه کردن دروغ و دغل به تخريب شما و يا اصلاح طلبان می پردازند، کما اینکه پرداختند و شما هم رسانه اي كه بتواند تبليغات آنها را خنثي كند، نداريد بنابراين بهتر است از اول وارد مباحثی که استعداد حاشیه سازی در مورد آنها وجود دارد نشوید. انتقاد و توصیه آنها پذیرفتنی ست با این حال از فرصت استفاده می کنم تا نکاتی را بازگو کنم.

    در شرایط امنیتی که دستگاههای حاکمیتی در کشور ایجاد کرده اند و در حالی که بهانه جویی ها و بگیر و ببندها همچنان در جریان است نفس مصاحبه با رسانه های خارجی ریسک بالایی پیدا کرده است.با این حال عملکرد انحصاری صدا و سیما و فقدان یک رسانه فراگیر که بتواند صدای اصلاح طلبان و یا جنبش سبز را به مردم برساند موجب شده است که بعضا فرصت مصاحبه و گفتگو با رسانه پر بیننده ای مانند بی بی سی از دست داده نشود. فرق این رسانه با سایر رسانه های صوتی و تصویری فارسی زبان غیر دولتی یا وابسته به دولتهای خارجی در عملکرد کاملاً حرفه ای آن است. به این معنی که این رسانه اگر چه فاقد موضع سیاسی نیست اما خود کمتر به موضعگیری می پردازد و تلاش می کند نظرات مختلف را انعکاس داده و از خلال انعکاس نظرات آنها اهداف خود را تامین نماید.همچنین تلاش می کند استقلال خبر را از تحلیل آن رعایت کند که همین امر موجب ایجاد اعتماد در مخاطب می شود. علاوه بر اینها، پس زمینه ذهنی موجود در مورد نقش و رفتار رادیوی فارسی بی بی سی در دوره انقلاب، که موجب ایجاد فرصت اطلاع رسانی در مورد حوادث انقلاب شده و مورد استفاده وسیع مردم قرار گرفته بود نیز وجه دیگری از تمایز این رسانه با دیگر رسانه هاست. گویندگان و خبرنگاران تلویزیون بی بی سی اغلب در دوران اصلاحات در داخل کشور فعالیت روزنامه نگاری داشته اند و نوعا پس از بسته شدن فضای روزنامه نگاری و مضایقی که در داخل کشور برای آنها پیش آمد ناگزیر جلای وطن کرده و جذب رسانه بی بی سی شده اند. آشنایی های سابق آنها با نیروهای سیاسی داخل کشور نیز بی تأثیر در اعتماد سازی های این رسانه نبوده است.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    26 تیر 89

    جلوی سردار رادان را بگیرید

    نمی دانم چرا در بین فرماندهان نیروی انتظامی فقط سردار رادان است که این همه مصاحبه می کند و همیشه هم برای این و آن خط و نشان می کشد. او هنوز پاسخ قانع کننده ای بابت مسئولیتش در فاجعه کهریزک و کوی دانشگاه به ملت نداده است. مصاحبه او پس از عملیات تروریستی اخیر در زاهدان همان چیزی است که از او بر می آید. تهدید و خط و نشان کشیدن، آن هم نه فقط برای تروریست های جنایتکار بلکه برای همسایه شرقی. مسائل سیاست خارجی و اظهار نظر در مورد آن و نیز سرنوشت روابط دیرینه و استراتژیک ما با پاکستان حساس تر از آن است که به یک نیروی نظامی در سطح رادان سپرده شود. قبلاً بارها در مورد رادان و صلاحیت های وی هشدار داده شده است ولی کسی توجه نکرده است. تو را به خدا این بار جلوی او را قبل از آنکه کاری بکند که پشیمانی به بار بیاورد بگیرید.

    گزارش برگزاری هجدهمین مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران

    ظفرقندی: شایسته نیست انسان در قبال آنچه بر سر مردم می آید بی تفاوت باشد

    جرس: هجدهمین مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران در محل دفتر این انجمن در تهران برگزار شد. در این مجمع پس از بحث و گفتگو در باره علت تعویق انتخابات و پیشنهادات رسیده، با رای اعضای مجمع، شورای مرکزی انجمن برای مدت یک سال دیگر و تا پایان دوره جاری در سمت خود ابقا شدند. این مجمع که می بایست سال گذشته برگزار می شد بدلیل شرایط امنیتی پس از انتخابات و ممانعت از تشکیل جلسات مشابه توسط نهادهای امنیتی و وزارت کشور به تعویق افتاده بود.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    12 تیر 89

    نامه به دکتر محسن کدیور

    بنام خدا

    دوست گرامی و دانشمند فرهیخته

    جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر کدیور

    با سلام وتحیت


    یادداشت "تکثر مطالبات جنبش سبز در ارتباط با خاورمیانه" شما را در سایت تاثیر گذار جرس خواندم و علاوه بر استفاده از متن که بنظرم توضیح غیر ضرور برای گفته ای بود که حکمت آمیز بودن آن را براحتی می توان در گرماگرم جنبش سبز در داخل کشور دریافت و تحسین کرد، پی به رنجی بردم که در لابلای خطوط آن نوشته موج می زد. ظاهرا فشار غیر مسئولانه کسانی که از پیچیدگی و ظرافت شرایط کنونی جنبش در داخل مطلع نیستند و سیاست را نه از باب دستاورد آن برای کشور و ملت ،بلکه برای ارضای نفس و یا کسب وجهه وموقعیت، دنبال می کنند شما را وادار به دفاع از خود کرده است. شما به چنین دفاعی نیاز ندارید. عقلانیت و ادب شما و بخصوص احساس مسئولیت عمیقتان به سرنوشت جنبش سبز و نقشی که در این راستا اکنون برعهده گرفته اید ستودنیست.


    در دوران وانفسایی که عملکرد بسیار غلط برخی متولیان امور دینی، عرصه را بر مدافعان راستین اندیشه دینی سخت کرده است نقش شما در موقعیتی که دارید، به عنوان یک روحانی آزاد اندیش، بی بدیل است. این موقعیت شما از نظر ها دور نیست و بدون تردید شما در آینده حملات سخت تری را از ناحیه کسانی که نتوانسته اند ملت ایران و تعلقات دینی آنها را بدرستی بشناسند و می خواهند یافته های ذهنی خود را بر آنها تحمیل کنند تجربه خواهید کرد. حرف شما و ما این است که اگر کسی به گمان خود نسخه شفابخشی برای دردهای ملت دارد، ایرادی ندارد، آن را در اولین فرصتی که فراهم شود به رأی مردم می گذاریم. اگر مردم پذیرفتند همه از رأی مردم تبعیت خواهند کرد ولی تا آن زمان کسی نمی تواند خواسته و نظر خود را خواسته و نظر مردم بنامد. فعلاً آنچه به عنوان میثاق ملی در دست ماست همین قانون اساسی است که اگر بدون تنازل اجرا شود بخش مهمی از خواسته های ملت محقق خواهد شد. پس از آن، و در شرایط استقرار آزادی بیان تضمین شده در قانون اساسی، تفکرات مختلف فرصت خواهند داشت خود را عرضه کرده و با مراجعه به رأی مردم هر اصلاحی، در هر جایی، لازم باشد صورت بگیرد. بنابراین دعوای زودرس بر سر موضوعاتی که بدون مراجعه به آرای عمومی فیصله نمی یابد بی حاصل و فرصت سوز است.


    در مورد امام خمینی و اندیشه و راه او نیز چه جای بحث و مناقشه است. امام خمینی در تمام طول زمامداری اش مستظهر به حمایت قاطبه ملت بود و تشییع جنازه با شکوهش سند متقنی بر حمایت مردم از او در هنگام مرگش بود. موضوع و حوزه بحث های سیاسی، حق و باطل بودن اندیشه ها نیست، عملکردهاست. عملکردها نیز نهایتا با داوری مردم ارزشگذاری می شود. امام از دنیا رفته است و نام او در تاریخ این ملت به بزرگی ثبت شده است. نام، اندیشه و شخصیت او سرمایه ای ملی است و وزن او در موازنه جناح های سیاسی در هر سو قرار بگیرد تعیین کننده است. حقیر نمی فهمم و نمی توانم ضرورت ورود به این بحث ها را در شرایطی که جنبش سبز سیر امیدوار کننده ای دارد و اختلافات حقیقی در طرف مقابل و وضعیت شکننده ای که دولت به علت عملکرد غلط خود با آن مواجه شده، افق پیروزی را در برابر جنبش قرار داده است، درک کنم. جنبش سبز از این بحث ها حتی اگر با ادعای آگاهی بخشی انجام بشود رنج می برد. نگاهی به سایت جرس بیاندازید. برخی مقالات اخیر آن چه چیزی به هواداران جنبش سبز داده است. مشغول شدن به خود و نقادی در موضوعاتی که محل اختلاف است حاصلی جز فارغ گذاشتن کسانی که در برابر مردم قرار گرفته اند، نخواهد داشت.

    استراتژی جنبش سبز شمول حداکثری ملت است و در این راستا ظرف ماههای اخیر توفیقات شگرفی بخصوص در بین اقشار متدین جامعه از جمله روحانیت و حوزه ها داشته است. رفع دغدغه های این بخش مهم از جامعه و مردم وظیفه ای مبرم است و نباید نسبت به آن کوتاهی صورت بگیرد. خوب است علاوه بر شما همه کسانی که حقیقتا خواستار فراگیری جنبش سبز، که لازمه پیروزی آن است، هستند به این مهم توجه داشته باشند. البته رشد آگاهی ها و استفاده از تجربیات گذشته رمز رسیدن تا به اینجا بوده است و همه بخوبی می دانند که اگر اختلاف نظرها را به رسمیت نشناسند و همدیگر را تحمل نکنند و در دام نفی یکدیگر بیافتند بهترین هدیه را به طرف مقابل داده اند.

    امیدوارم جسارت وتصدیع مرا ببخشید.

    در این سال "صبر و استقامت" ، شما را به صبر و استقامت در برابر نا ملایمات دعوت می کنم.

    پیروز و سربلند باشید.
    علی شکوری راد
    89/4/11

    25 خرداد 89

    زنده باد مادر سهراب


    یک سال پیش وقتی خون سهراب 19 ساله اش را بخاطر آن که پرسیده بود " رأی من کو؟ " بر زمین ریختند و جنازه اش را به یغما بردند او به گمان اینکه فرزندش زنده است روزهای طولانی سرگردان و حیران در شهری که مقام ها فقط در آن حکومت می کردند و کسی مسئول و پاسخ گو نبود، فرزندش را جستجو کرد تا آنکه پیکر پاک او را یافت و در شرایطی که جنازه تحویل کسی نمی دادند، آن را ستاند و در آن وانفسای رعب و وحشتی که برای خانواده های عزادار درست کرده بودند با شهامت و افتخار به خاک سپرد و صدای مظلومیت فرزندش را به گوشها رساند. از آن پس او شد "مادر سهراب" و برای سهرابهای سرزمینش که بی گناه کشته شده بودند مادری کرد. به خانواده های آنان روحیه داد تا اجازه ندهند خون جوانانشان با سکوت آنان به فراموشی سپرده شود. خانه مادر سهراب شد خانه امید خانواده های دردمند و عزادار و او که خود عزادار جوان رعنایش بود تسلی بخش مادرانی شد که با تکیه بر او کمر راست می کردند و فریادگر پیام خون شهدایشان می شدند.
    پس از ندا که فیلم و تصویر لحظه شهادتش پیام جنبش سبز را جهانی کرد. نام سهراب و آن تصویر اسطوره ای اش، با شال و سر بند سبز، الهام بخش ادامه راه برای کسانی شد که پای در مسیر آزادی و اعتلای کشور نهاده و با جنبش سبز همراه شده بودند. در آن تصویر این خانم فهیمی است که فرزندش را در کنار دارد. وقتی سهراب شهید شد از آن پس خانم فهیمی شد مادر سهراب. اگر او نبود و چنان که کرد، نمی کرد و آنچه گفت، نمی گفت وسر در لاک خود فرو می برد، سهراب مرده بود. اما اکنون مردم او را نماد شهدای جنبش سبز دانسته و در شعارهایشان فریاد می زنند: سهراب ما نمرده، این دولته که مرده.
    سهراب شهید شد. شهدا زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند. نام سهراب الهام بخش حرکت جوانان این مرزو بوم و جاودانه شده است. او رفته است اما مادرش، سر شار از آگاهی و پر از انگیزه آگاهی بخشی، همچون زینب پیام رسان اوست. پس زنده باد مادر سهراب
    او و سایر مادران عزادار در سالگرد شهادت فرزندشان به عزا می نشینند. آنها در این عزاداری تنها نخواهند بود. به یقین جنبش سبز با آنها همراه است.

    21 خرداد 89

    دوباره، آن 9 روز


    جنبش سبز که اینک یک ساله و ستبرشده است در آن نه روز، از 22 تا 30 خرداد سال 88، پدیدار و سپس ماندگار شد.
    در جمعه 22خرداد با رأی هایی که به صندوق ریخته شد پیوندها برقرار شد.
    در شنبه 23 خرداد با شنیدن نتیجه غیر واقعی برای انتخابات در حیرت فرورفت و اعتراض در او جوانه زد.
    در یک شنبه 24خرداد با شنیدن سخنان آنکه مردم به او رأی نداده بودند ولی اکنون خود را پیروز انتخابات می نامید و آنان را تحقیر می کرد و خس و خاشاک نامیدشان بپا خاست.
    هنگامی که در 25 خرداد مردم به خیابان آمدند و به راه افتادند، جنبش سبز نام خود را یافت. مردم در آن روز همچون خون تازه در رگهای شهر حیرت زده جاری شدند و حیاتی نو به آن بخشیدند. آنان اگرچه بر اساس طبیعت اجتماعات می بایست می خروشیدند اما سکوت کردند تا ثابت کنند که این حرکت از شعوری بسیار فراتر از یک واکنش برخوردار است. دوشنبه 25 خرداد نمایه شعور ملت ایران در مسیر آزادی شد. این روز از یک سو در نزد آزادیخواهان احترام برانگیخت و در سوی دیگر خشم مخالفان آزادی را برانگیخت و همان بود که موجب شد در پایان آن روز نمایش بزرگی و شعور ملت با خون آنان امضا و جاودانه شود. انبوه جمعیت خودجوش مردم در 25 خرداد برای کسانی که ایمان به امداد الهی دارند، جز چنین مفهومی نداشت و کسی نبود که از آن انبوهی و شعور خود انگیخته به حیرت در نیامده باشد. گمان برآن است، بزرگترین آن نه روز که جنبش در آن زاده شد همین 25 ام است که شباهت عجیبی به 15 خرداد دارد و از همین رو می توان از آن انتظار فرج کشید.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007