• عکس
  • دیگر مسجل شد صلاحیت ندارم!
  • آئین توحید، اعتراض به رد صلاحیت
  • داستان محکومیت من
  • در باره خودم
  • ساده کرده ایم
  • حیف!
  • دو مقدمه و یک سوال در مورد آقای جنتی
  • مقدمه ای برای راه اندازی سایت
  • باز هم خاتمی!
  • آزادی در رسانه
  • نامه ای به عبدالله: آری، این چنین شد برادر!
  • رسا ترین رسانه
  • اتهام نا صادق
  • اخراج از حاکمیت
  • فتنه هاشمی!
  • بررسی حقوقی تجمع و راهپیمائی
  • واخواست سهم 13 میلیون معترض از صدا و سیما
  • اگر مرا بازداشت کردند
  • هتك حرمت بيت امام (ره) محكوم است
  • انقلاب فرهنگی- چرا و چگونه آغاز شد
  • یک پله عقلانیت بیشتر
  • شکوری راد: کسی که با نظارت استصوابی وارد مجلس شود؛ با نظارت استصوابی هم رأی میدهد.
  • مصاحبه با نشریه نسیم بیداری شکوری راد
  • شکوری راد: دانشگاهها همچنان پتانسیل حرکت بلکه طوفان را دارند
  • پوزیسیون یا اپوزیسیون، نظام یا حاکمان
  • شکوری راد: حکومت بحرین، دیکتاتوری است/ پزشکان بحرینی به وظیفه خود عمل کرده‌اند
  • شکوری راد: منتظر تحقق شرایط اصلاح طلبان هستیم
  • مصاحبۀ اختصاصی نشریه دانشجوئی بامداد با علی شکوری راد در مورد مسائل سیاسی روز
  • شکوری راد: اصلاح طلبان در صورت تداوم وضعیت فعلی برنامه ای برای حضور در انتخابات ندارند
  • شکوری راد: دانشجویان در عقل گرائی به تبعیت از امام(ره) می رسیدند
  • امام، زیباترین نام
  • امام، زیباترین نام
  • محمد سروش
  • محمد سروش
  • هادی
  • هادی
  • شکوری راد: بصيرت را كساني دارند كه وراي تبليغات صدا و سيما حقيقت را مي‌بينند
  • مناظره شکوری راد با نظام الدین موسوی مدیر مسئول روزنامه جوان
  • بايد ماند و ديد
  • جلوی سردار رادان را بگیرید
  • گزارش برگزاری هجدهمین مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران
  • مناظرۀ شکوری راد و وحید جلیلی در دانشگاه علم و صنعت
  • مصاحبۀ مندرج در هفته نامۀ پنجره مغلوط و نادرست است
  • مناظره شکوری راد و دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب در رادیو گفتگو بر سر لغو پروانه احزاب مشارکت و مجاهدین انقلاب
  • شكوري‌راد در مناظره با کوچک زاده: وقتی اعتراضات انقلاب مخملی نامیده شد نخستین اشتباه رخ داد
  • مناظره با آقای ترقی-خبر ایلنا
  • تاملی بر شعارهای جنبش سبز
  • بیانیه جبهه مشارکت دربارۀ ضرورت ابطال انتخابات
  • پاسخی به یک نظر
  • این مقالهء تاج زاده را بخوانید
  • پاسخ به یک نقد ارزشمند
  • رفع تهديد با تقويت دموکراسي
  • شكوري راد و وبلاگ نويسي
  • حکم دادگاه به من ابلاغ نشده است. منتظر آن هستم
  • جشن پنجاه سالگی
  • حرفهای داود
  • روز از نو روزی از نو
  • پوزیسیون یا اپوزیسیون، نظام یا حاکمان
  • نمایشگاه مطبوعات، بهتر از هیچی
  • حسین شریعتمداری دنباله رو مسعود رجوی
  • گلجه، یک روز سبز
  • گزارشی از اولین جلسۀ دادگاه
  • هدی صابر، نیروی همه جانبه
  • نظام بهداشت و درمان پر از وصله و پینه است
  •  

    4 فروردین 91

    یک پله عقلانیت بیشتر

    مصاحبۀ زیر توسط هفته نامۀ آسمان و در چارچوب پرونده ای در مورد رأی دادن آقای خاتمی در انتخابات اخیر مجلس انجام و در ویژه نامه نوروزی آن چاپ شده است. البته آن نشریه تیتر "باید با طرف مقابل مصالحه کرد" را برگزیده بود.

    نزهت امیرآبادیان: وقتی تلفنی موضوع مصاحبه را به علی شکوری راد گفتم قبول نکرد و گفت که قبلا یادداشتی در این مورد نوشته است اما اصرار من به تاثیر بیشتر رسانه های غیر اینترنتی را پذیرفت و قرار مصاحبه را در بیمارستان سینا گذاشت. حتی نام بیمارستان سینا هم یادآور خاطرات تلخ است. خاطره شکافته شدن گونه اصلاحات و روزهای سختی که پشت درهای این بیمارستان سپری شد. خاطراتی با غباری 12 ساله، خاطراتی خیلی دور و خیلی نزدیک

    چرا آقای خاتمی در انتخابات شرکت کردند؟
    تحلیل من این است که اصلی ترین دلیلی که به ذهن ایشان فشار آورد و باعث شد بعد از اینکه گفتند رأی نمی دهند و حداقل در جلسات خصوصی افراد زیادی این مطلب را از ایشان شنیده بودند، دوباره در این مورد فکر کنند و تصمیم جدیدی بگیرند، این دغدغه بود که بعد از سال ها که همواره رأی داده بودند و رأی دادن را به عنوان روشی مسالمت آمیز و قانونی برای اصلاح، تبلیغ و ترویج می کردند می خواستند کاری مغایر با باور های ذهنی خود انجام دهند. برای آقای خاتمی که رأی دادن همواره ارزش بوده خیلی سخت است که تصمیم بگیرد که رأی ندهد. این فرق می کند با کسانی که در گذشته تجربیاتی از رأی ندادن داشته اند. در حال حاضر هم ما بیشترین انتقاد را از کسانی می شنویم که این دغدغه ایشان را نمی توانند درک کنند. به عنوان مثال کسی که عمری نماز خوانده اگر نتواند در یک شرایطی و به هر دلیل نمازش را بخواند خیلی برایش سخت است. به نظرم آقای خاتمی هم نسبت به رأی ندادن چنین حسی داشت. ایشان تلاش زیادی برای آماده کردن شرایط انتخابات کردند اما آن شرایط فراهم نشد و ایشان ناگزیر شد که اعلام کند ما نمی توانیم در این انتخابات شرکت کنیم. از سوی دیگر در روزهای نزدیک به انتخابات اطلاعاتی به ایشان رسید که عده ای مترصدند عدم شرکت در انتخابات را ترجمه به تحریم انتخابات کنند و تحریم انتخابات را مقارن بگیرند با عملی که از نظر آنها ضد انقلابی تلقی می شود و این عمل به زعم آنها ضد انقلابی دلیلی شود برای برخورد های سخت و سنگین، نه فقط با آقای خاتمی بلکه با همه کسانی که در جرگه اصلاح طلبی قرار می گیرند. آقای خاتمی دیگر یک فرد نیست. ایشان به نماد یک حرکت و یک برهه از تاریخ کشور تبدیل شده است و طبیعتا تصمیم هایشان برای کشور، مردم و کسانی است که به افکار و عقاید و راه و روش او دل بسته اند. به همین دلیل برای ایشان خیلی سخت بود که برخلاف وعده ای که داده اند عمل کنند اما وقتی شنیدند که عده ای می خواهند از این تصمیم بهره برداری سوء بکنند به این نتیجه رسیدند که باید نقشه و برنامه آنها را بر هم بزنند. من فکر می کنم ایشان در زمانی که تصمیم به رأی دادن گرفتند و تا زمانی که رأی خود را به صندق انداختند دوره سختی را سپری کردند. تلاش کردند با تمهیداتی تبعات آنرا کم کنند اما طبیعی بود که این اقدام پوشیده نمی ماند و تصور بازخورد آن در بین هواداران اصلاحات و جنبش بسیار سخت و سنگین بود. من این موضوع را مقایسه می کنم با پذیرش قطعنامه در سال

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    19 اسفند 90

    شکوری راد: کسی که با نظارت استصوابی وارد مجلس شود؛ با نظارت استصوابی هم رأی میدهد.

    مصاحبه با شمارۀ اسفند ماه نشریه دانشجوئی "بارقه" دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران

    در سیزدهمین سالگرد انتخابات مجلس ششم شورای اسلامی در دفتر کار دکتر شکوری راد میهمان این نماینده اسبق مجلس بودیم. بهانه گفتگو مجلس ششم بود اما از مجالس هفتم و هشتم و نیز مجلس پنجم نیز سخن به میان آمد. مسئله نسبت هاشمی و جریان اصلاحات نیز موضوع دیگری بود که پایش به این گفتگو باز شد. دکتر علی شکوری راد متخصص رادیولوژی و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران است. او فعالیت جدی سیاسی اش را با عضویت در شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران و نیز دفتر تحکیم وحدت آغاز کرد و سال ها به فعالیت دانشجویی پرداخت. نامزدی در انتخابات مجلس پنجم و عضویت در هیئت ریسه مجلس ششم از جمله نقاط عطف دیگر کارنامه سیاسی دکتر شکوری راد است او هم اینک عضو شورای مرکزی حزب مشارکت و انجمن اسلامی پزشکان است. همان گونه که از منش اصلاح طلبانه انتظار می رفت ایشان در گفتگوی با ما نگرشی انتقادی به عملکرد مجلس در زمان نمایندگی خود داشت، اگرچه به هیچ وجه مجلس ششم را مجلسی تندرو نمی دانست و کاملا از کلیت کارنامه آن دفاع می نمود. یقینا گوش سپردن به روایت فراز و فرود یکی از مهم ترین مجالس تاریخ ایران از زبان کسی که با تمام وجود در رقم خوردن تقدیر آن مجلس سهیم بوده است خالی از لطف نیست.
    امیر بابازاده، ابراهیم کردی، حسین خلج

    -
    امروز 29 بهمن سالگرد انتخابات مجلس ششم است. همان گونه که مستحضرید در چند وقت اخیر چند تن از اصولگرایان، مواضعی راجع به مجلس ششم گرفتند به عنوان مثال آقای ابوطالب چند وقت پیش اعلام کردند بدترین مجلس، مجلس ششم بود و یا به عنوان مثال آقای بادامچیان گفته بود که ضعیف ترین مجلس، مجلس ششم بود. من می خواهم این را شما بگذارید در کنار این نکته که بیشترین میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس، مربوط به مجلس ششم بود. در پرتو این امر چه موضعی در قبال این نقد ها دارید؟
    بسم الله الرحمن الرحیم. خب به نظر من، هم انتخابات مجلس ششم و هم خود مجلس ششم یک درخشش خاصی در تاریخ مجالس

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    17 اسفند 90

    حکم دادگاه به من ابلاغ نشده است. منتظر آن هستم

    به گزارش شبکه ایران- علی شکوری‌راد، عضو جبهه مشارکت به اتهام تبلیغ علیه نظام و انتشار مطالب خلاف واقع با حکم دادگاه انقلاب تهران به چهارسال حبس و 10 سال تبعید و 10 سال محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی محکوم شد

    خبر فوق روز گذشته در پایگاه اطلاع رسانی روزنامه ایران منتشر شد و پس از آن در برخی سایت های خبری دیگر نیز بازنشر شد. همانطور که از متن خبر بر می آید تنظیم کنندۀ خبر صاحب اطلاع و دارای دانش حقوقی بوده است ولی چرا خبر را تحریف کرده است هنوز کاملاً برایم روشن نیست. در این خبر عناوین شش گانه اتهامات من به دو مورد تقلیل داده شده که از دو مورد ذکر شده نیز مورد دوم در زمرۀ اتهامات من نبوده و پروندۀ من اساساً فاقد شاکی خصوصی است. احتمال می دهم دست اندکاران پرونده، خود در تنظیم این خبر نقش داشته باشند بنابراین می توانم حدس هایی برای انگیزۀ آنها از این کار داشته باشم ولی فعلاً به آن نمی پردازم. این احتمال هم مطرح است که در جریان دعوای بین هواداران دولت و قوه قضائیه این تبدلات انجام شده باشد.
    به هر حال ناگزیرم توضیحاتی بدهم. آخرین جلسۀ دادگاه من روز 90/7/27 برگزار شد و بنده قسمت دوم و آخرین بخش لایحۀ دفاعیه ام را تقدیم دادگاه کردم و وکلای من نیز لایحۀ دفاعیه خود را در محضر دادگاه قرائت کردند. در تاریخ سوم بهمن ماه اخطاریه زیر به درب منزل فرستاده شد.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    13 اسفند 90

    باز هم خاتمی!

    حضور خاتمی در پای صندوق رأی مجلس نهم و رأیی که او به صندوق انداخت برای غالب اصلاح طلبان و هواداران جنبش سبز غیر منتظره و تکان دهنده بود. بخصوص برای کسی مانند من که حداقل دوبار و آخرین بار همین دوهفته پیش حضوراً از او در این مورد پرسش کردم و در هر دو بار ایشان تأکید کرد که قصد شرکت در انتخابات را ندارد و البته هر دوبار هم از اینکه گفته شود او انتخابات را تحریم کرده است اظهار ناخشنودی می کرد و پروا داشت. اغلب دوستان اصلاح طلب این موضع او را قبول داشتند و می ستودند. با این حال همه هم نظر نبودند. کسانی نیز بودند که در دو جهت متضاد ترجیح می دادند که او انتخابات را تحریم کند و یا در آن شرکت کند. اینها دراقلیت بودند. هنر خاتمی این بود که در غیاب مهندس موسوی و کروبی تا آنجا که امکان داشت خلاء وجودی آنها را پر کرده و اتحاد و انسجام خوبی را در بین مجموعۀ اصلاح طلبان و بطوروسیع تر جنبش سبز پدید آورده بود. اگر در انتخابات شرکت نمی کرد او قهرمان و پیروز بی بدیل انتخابات بود.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    14 بهمن 90

    جشن پنجاه سالگی

    یازدهم بهمن روز تولد من در سال چهل شمسی است. امسال پنجاه سالم شد. در خانواده ما رسم این است که برای پنجاه سالگی جشن تولد می گیرند. صدیقه و بچه ها شب گذشته برای من جشن گرفته و نزدیکان را دعوت کرده بودند. الحق سنگ تموم گذاشته بودند و از هر نظر خیلی خوب برنامه ریزی و اجرا کردند. همه اومده بودند و هر کدام برایم هدیه آورده بودند. شب خیلی شادی را در کنار هم گذروندیم.
    من به شوخی گفتم از نیمۀ دوم زندگیم می خواهم بهتر استفاده کنم. ولی حقیقتش پنجاه سال اول خیلی زود گذشت. خیلی زود بقیه اش هم خواهد گذشت.امیدوارم خبری درش باشه.خدا باید خودش تفضلی بکنه!

    IMG_0175%20larg%20doc%20size.jpg

    IMG_0169%20web%20size.jpg

    7 بهمن 90

    حرفهای داود

    دوشنبه ای که گذشت مسعود باستانی که در حال گذراندن محکومیت شش سال حبس خود در زندان رجائی شهر کرج است در بیمارستان سینا که محل کار من است بستری شد. سه شنبه تعطیل بود و من چهارشنبه موفق شدم به دیدنش بروم. سابقۀ آشنائی حضوری با او نداشتم ولی طبعاً دورا دور همدیگر را می شناختیم، بخصوص آنکه شنیده بودم در زندان با داود سلیمانی هم اطاق است و رابطۀ خوبی بین آنها برقرار است. همین خود بخود ما را به هم نزدیک می کرد. دوستی من و داود با هم ویژه و استثنائی ست. آشنائی ما در دوران دانشجوئی و در دفتر تحکیم وحدت بود. داود نمایندۀ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اهواز و من نماینده انجمن اسلامی دانشگاه تهران بودم. داود پس از چند سال به عضویت شورای مرکزی تحکیم انتخاب شد و به دانشگاه ما منتقل شد و کارشناسی ارشد و دکتری را در همین دانشگاه خواند و در همین دانشگاه به عضویت هیأت علمی دانشکده الهیات درآمد. در تمام فراز و نشیب های فعالیت سیاسی در دفتر تحکیم، چه زمانی که هر دو عضو شورای عمومی بودیم و چه زمانی که هر دو عضو شورای مرکزی بودیم، چه در جبهه زمانی که در هویزه با هم بودیم و خبر شهادت برادرش را به او دادند، چه در مدتی که هر دو عضو شورای هماهنگی گروههای خط امام بودیم، چه زمانی که هردو عضو موسس و شورای مرکزی جبهۀ مشارکت بودیم و چه در دورا ن نمایندگی مجلس ششم که با هم بودیم بطورغریبی همیشه نظراتمان مشابه هم بود. از جمله در بحران هایی که در دفتر تحکیم بوجود آمد نظرات ما کاملاً به هم شبیه بود. همکاری و همراهی سیاسی طولانی مدت ما موجب ارتباط عاطفی قوی بین ما بوده است تا اینکه پس از انتخابات داود به ناحق به زندان افتاد و تا دو سال که به او مرخصی داده نشد ما همدیگر را ندیدیم.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    26 آذر 90

    مصاحبه با نشریه نسیم بیداری شکوری راد

    در شمارۀ 22 ماهنامۀ نسیم بیداری که در آذرماه منتشر شد مصاحبه ای که خانم زهره آقایانی با اینجانب انجام داده بود مندرج است. این مصاحبه از نظر نشریه در چارچوب پرونده ای در مورد اعتدال و افراط گری صورت گرفته است ولی من همان ابتدای مصاحبه سوال را قدری اصلاح کردم و آسیب های جنبش دانشجوئی را مورد نظر قرار دادم چرا که وقتی قرار مصاحبه گذاشته می شد مناسبت 16 آذر مطرح شد و من خودم را برای این چارچوب آماده کرده بودم. بنظرمی رسد انتخاب من برای مصاحبه بخاطر انتقادهایی بود که من از تندرویهای جنبش دانشجوئی در دورۀ اصلاحات انجام داده بودم ولی سوالات به آن دوره محدود نمی شد . بنابراین پاسخ های من قدری متفاوت هستند. گاهی نقد است و گاهی دفاع و گاهی توجیه متناسب با شرایط گفتمانی آن زمان.
    شرایط گفتمانی امروز بسیاری از موضوعاتی را که در زمان خودشان تقریباً بدیهی تلقی می شد به چالش کشیده است. ما اکنون چگونه باید به آن مسائل و موضوعات بنگریم؟ دفاع کنیم، محکوم کنیم یا توجیه کنیم؟ فایده و ضرر هر کدام برای ما و نسل امروز که با این موضوعات مواجه هستند و نیز برای آینده کشور چیست؟
    این موضوعیست که برای من دغدغه است و شاید در آینده بیشتر به آن بپردازم.
    تیتری که نسیم بیداری برای این مصاحبه برگزیده این است:" شکوری راد: بخاطر انتقاد از تند روی های دفتر تحکیم بسیار فحش خوردم"

    خلاصه ای از سوابق عملکرد سیاسی دانشجویان از زمان تاسیس دانشگاه های امروزی در ایران را ذکر بفرمایید
    تاریخچه فعالیت سیاسی دانشجویان طولانی است. مقدمتاً می توان گفت جوان دانشجو به طور طبیعی دارای دو آرمان است: یکی آرمان آزادیخواهی و دیگری عدالت خواهی. این دو آرمان هر گاه و هر کدام در معرض تهدید قرار گرفته اند، دانشجویان آن را بیشتر مطرح و مطالبه کرده اند. گرایش طبیعی دانشجو چپ است. چپ به معنای همین دو مولفۀ آزادی خواهی و عدالت خواهی. خلاصه می توانم بگویم که در آستانه انقلاب دانشجویان ذوب شدند در مردم، چون انقلاب اسلامی، انقلابی کاملاً مردمی بود. دانشجویان هم به عنوان بخشی از مردم در انقلاب نقش داشتند، نه به عنوان بخشی جدا که نقشی خاص بر عهده داشته باشند، قبل از آن نقش دانشجویان برجسته تر بود. قبل از اوج گیری انقلاب، دانشگاه ها کانون مبارزه بودند، و این کانون مبارزه تقسیم می شد بین چپ ها و مذهبی ها. انقلاب اسلامی که اوج گرفت کلا فعالیت مبارزاتی دانشگاهی، در درون مبارزات توده مردم، حل شد، ذوب شد. اما بعد از انقلاب نقش دانشگاهها دوباره برجسته شد. دوران جدیدی آغاز شد که دارای دوره های مختلفی است. دوره اول از پیروزی انقلاب تا انقلاب فرهنگی و سپس حوادث سال 60. دوره بعدی از سال 60 تا 62 که انتخابات دومین دوره مجلس بود. دوره دیگر از سال 62 تا زمان رحلت حضرت امام بود. و از زمان رحلت حضرت مام تا سال 76 دوره ای دیگر است که البته تا سال 78 ادامه دارد. از ماجرا کوی دانشگاه به بعد هم دوره ای است که به نظر من همچنان در حال ادامه است.


    بنظر شما در مجموع رفتار عمومی وسیاسی دانشجویان در مراحل مختلف و زمان های گذشته معقولانه بوده یا تند و احساسی و هیجانی بوده است؟ آيا تندرويهاي احتمالي در دوره هاي مختلف ، سبب بروز سرخوردگي ها در اهداف جنبش دانشجويي نبوده است؟

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    20 آذر 90

    شکوری راد: دانشگاهها همچنان پتانسیل حرکت بلکه طوفان را دارند

    گاهنامۀ "انعکاس" ارگان انجمن فرهنگ و سیاست دانشجویان دانشگاه شیراز، از معدود تشکل های اصلاح طلب که هنوز اجازۀ فعالیت دارند، است. این نشریه اخیراً مصاحبه ای را با من انجام داد که در ویژه نامۀ 16 آذر آن چاپ شده است. سوالات قدری آماتور و کلیشه ای هستند ولی من سعی کرده ام پاسخ هایم کلیشه ای نباشند. بخصوص پاسخی که به سوال آخر داده ام.

    جایگاه جنبش دانشجویی در انقلاب اسلامی چه بود؟
    جنبش دانشجوئی نقش ممتازی نسبت به سایر اقشار در پیروزی انقلاب اسلامی نداشت. انقلاب اسلامی با رهبری امام و روحانیت و از دل مساجد و هیأت های مذهبی پا گرفت و از همین پایگاهها به پیروزی رسید. اما نمی توان نقش روشنفکران دینی بخصوص دکتر شریعتی را درزمینه سازی آن نادیده گرفت. شریعتی معلم انقلاب بود. پایگاه شریعتی دانشگاه بود ولی اوج تأثیر گذاری او از طریق سخنرانی های حسینیه ارشاد که یک پایگاه مذهبی و وابسته به یک مسجد بود اتفاق افتاد. دانشجویان با جریان انقلاب و رهبری امام همراه شدند و به سهم خود تأثیر گذار بودند اما نقش ممتازی نسبت به سایر اقشار نداشتند. همین مسأله موجب شد که در مراحل بعد دچار یک انفعال نسبی بشوند و زمانی که نظام جدید در حال استقرار بود آن طور که باید و شاید اثرگذار نباشند.

    نقش جنبش دانشجویی در 2 خرداد چه بود؟
    نقش جنبش دانشجوئی در شکل گیری حماسۀ دوم خرداد بارز و برجسته بود چرا که تنها حرکت سیاسی متفاوت از آنچه در حاکمیت آن زمان می گذشت، وجود داشت در دانشگاهها و در میان دانشجویان بود. البته وقتی از جنبش دانشجوئی در آن مقطع صحبت می کنیم منظورمان دفتر تحکیم وحدت به عنوان اتحادیه انجمن های اسلامی دانشگاههاست. چرا که این مجموعه رسماً تشکیلات و رسمیت داشتند و تشکل مخالف آنها که جامعۀ اسلامی دانشجویان یا حتی تشکل معارض دیگری که آقای طبرزدی با نام اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجوئی درست کرده بود نمی توانستند بدنۀ جنبش دانشجوئی را نمایندگی کنند و اساسا پایگاه قابل ملاحظه ای در دانشگاهها نداشتند. وقتی آقای خاتمی قصد آمدن به میدان رقابت در انتخابات ریاست جمهوری دور هفتم را کرد این دانشجویان

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    16 آذر 90

    روز از نو روزی از نو

    امشب که برای سرزدن به مادرم به منزلشان رفتم از همان ابتدا می شد فهمید که خبری بوده است. به محض اینکه بعد از احوالپرسی سوال کردم: چه خبر؟ مادرم گفت: خبر! امروز دوباره ریختند خونۀ سعید آقا رو زیر و رو کردند. پنج نفر بودند. سه ساعت داشتند خونه رو بازرسی می کردند و آخرش، کامپیوتر سعید آقا، لپ تابش و لپ تاب شیوا و یک سری چیزای دیگرو با خودشون بردن. سروش زهره ترک شده بود و زری هم همش گریه می کرد. من هم بهشون خیلی حرفا زدم. گفتم پولی که شما از این کارا در میارین حلال نیست، خوردن نداره. این پول رو ندین زن و بچه ها تون بخورن. بعد ادامه داد زری زنگ زد سعید آقا اومد. به تو هم زنگ زد جواب ندادی. همین طور بود من در بیمارستان مشغول آنژیوگرافی بودم و نتونسته بودم جواب بدهم. گزارشش که تموم شد پرسیدم از کجا اومده بودند؟ گفت از اطلاعات سپاه بودند. بعد ادامه داد دیشب زری اینجا خوابیده بود. سروش صبح نرفته بود مهد کودک و منتظر بودند که بابا رضا ش بیاد دنبالشون که برن خونۀ اونا. در که زده بودند سروش فکر کرده بود بابا رضاشه. رفت در رو باز کرد که یک هو اینها اومدن تو. بیچاره سروش داشت زهره ترک می شد. اول پشت آیفون سراغ آقای شریعتی را گرفته بودند و وقتی زری گفته بود نیستند گفته بودند: بیائید دم در یک کاری داریم. تو این فاصله سروش رفته بود در رو باز کرده بود. زری هم که آمادۀ رفتن شده بود پشت سرش در خونۀ سعید آقا ئینا رو کشیده بود بسته شده بود. وقتی حکم نشون داده بودند و خواسته بودند وارد خونه بشوند در بسته بود و کسی هم کلید نداشت. گفته بودند در را می شکنیم. زری گفته بود پس صبر کنید زنگ بزنم سعید آقا خودش بیاد. زنگ زده بود و سعید آقا از محل کارش اومده بود.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    12 آذر 90

    پوزیسیون یا اپوزیسیون، نظام یا حاکمان

    در نمایشگاه مطبوعات که بیش از یک ماه پیش برگزار شد میهمان خبرگزاری ایلنا بودم. گزارش اجمالی آن دیدار و اینکه در آنجا مصاحبه هایی با ایلنا، ایسنا، فارس، رجانیوز و جهان نیوز داشته ام را در پست قبلی گذاشتم. ایلنا خبر کوتاهی همان روز ارسال کرد و وعده داد که متعاقباً خبر تفصیلی را منتشر خواهد کرد این کار تقریباً یک ماه طول کشید و نهایتا خلاصه ای سانسور شده از آن مصاحبه را منتشر کرد که بازتاب نسبتاً زیادی بخصوص در سایت ها و روزنامه های جناح راست داشت روزنامه کیهان ابتدا یک خبر ویژه مفصل با عنوان" شکوری راد: شعار به نفع اسرائیل چه عیبی داشت" وحاشیه نویسی به سبک فرقۀ رجوی در مورد آن کار کرد در حالی که در متن خبر چنین جمله یا اصلاً موضوعی وجود نداشت و چند روز بعد یک یادداشت با عنوان " آقای شکوری راد دروغ می گوئید" زد که در آن اصل جمله ای از من را که موضوع یادداشت قرار داده بود تحریف کرده بود. من گفته بودم: ما(اصلاح طلب ها) پوزیسیون نظام هستیم نه اپوزیسیون و او نفهمیده بود و نوشته بود "ما اصلاح طلبان اپوزیسیون نظام هستیم". تمام سایت های جناح راست نیز همین غلط فاحش را از کیهان کپی کرده بودند. بعضی دوستان هم دقت نکرده و ایراد گرفته بودند که حالا چه جای این حرفهاست. البته گفتۀ من ترجمۀ دقیق شعار و خواستۀ "اجرای بدون تنازل قانون اساسی" بود.
    بعداً با خبر شدم ایلنا بابت همان خروجی سانسور شدۀ مصاحبه از هیأت نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد تذکر کتبی گرفته است. واقعاً که به قول آقای احمدی نژاد ایران آزاد ترین کشور دنیاست!
    متن اولیه مصاحبۀ ایلنا که ملاحظات کلی خبرگزاری تا حد زیادی در آن اعمال شده بود به شرح زیر است. این را هم بگویم که خبرگزاری فارس و سایت های خبری رجانیوز و جهان نیوز هیچکدام مصاحبه هایی را که با اصرار بسیار با من انجام دادند منتشر نکردند.

    *چند ماه دیگر انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی است؛ تحلیل شما از این انتخابات پیش رو با توجه به وضعیت فعلی چیست و همین طور شرایط اصلاح طلبان برای شرکت در این انتخابات را چگونه توصیف می کنید؟انتخابات دیگر برای ما موضوع نیست؛ اگر چه با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات حجم بیشتری از اخبار رسانه ها به این موضوع اختصاص می یابد، ولی برای ما که تجربۀ انتخابات دور قبل و حوادث بعد از آن را داریم ، اساسا انتخابات دیگر موضوع نیست. و اگر بخواهد برای ما موضوع بشود، باید شروط حداقلی که آقای خاتمی گفتند تحقق پیدا کند، در آن صورت انتخابات به یک موضوع قابل بحث برای ما تبدیل می شود. غیر از آن نکاتی که آقای خاتمی گفتند، ما هیچ حرف دیگری برای انتخابات نداریم و قطعا تا محقق شدن آن شروط فعالیتی نخواهیم داشت.
    *

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007